يار مهربون ِ اين دل
هاله اي از غم و غصه ،روي صورتم نشسته
از براي غربت تو به خدا دلم شكسته
دوست دارم خواب ببينم كه همنوا با مادرت
توي دشت كربلا ميون ِ خيل ِدشمنا
هي دارم داد ميزنم
لالهء سرخ سر جدا ، خون ِ خدا ، كشتهء تشنه لب ديار خونين ِبلا
نگذره خدا از اون نامردي كه
جلوي چشم زن و بچهء تو
سر تو بريد و زد رو نيزه ها
بعد از اون هلهله كرد و گفت به دوستاي بدش
بيائيد با هم برقصيم و بخنديم واسه خاطر خدا
اون جماعت كثيف و بي حيا
به همينم اكتفا نكردنو راضي نشد دل اونا
اومدند با اسباشون روبدنت ، واسه خود شيريني پيش اشقيا
جلوي چشماي زينب (س) ، تنتو به زير ِ سمّ ِ اسباشون قرار دادن
زبونم طاقت گفتن نداره ، قلمم روي ِ نوشتن نداره
بعد از اين همه جنايت كه آوردند سر ناموس خدا
واسه سوغاتي از اين سفربرا بچه هاشون
گهوارهء علي اصغر(ع) ، گوشوارهء بي بي زينب (س) روسري ِ دخترت رقيه (س) خاتون ،كلاه خود ِ خوشگل ساقي لشكر
زبونم لال زبونم لال يه دونه انگشت و انگشترزيبا
واي ِ من صد واي ِ من ،چي دارم ميگم خدا
توي روياهام ديدم ، كه تو روز اربعين
با پر و بال ِ شكسته ، خواهري غمين و خسته
در جوار تربت داداش نشسته
زير لب زمزمه داره
داداشي حسين (ع)زينب (س) اين بودش رسم زمونه
سر ِ تو بالاي نيزه ، سر ِ من سالم بمونه
دعا داره دل زينب (س)
الهي هيچكي تو دنيا ، داغ يارشو نبينه
بايه دنيا آه و حسرت مي روم سوي ِ مدينه
ميرم امّا دلم اينجاست ، پيش ِ ياس ِ پرپر تو
چي بگم توي مدينه در جواب ِ مادرتو
عمر من بي تو تمومه ، زندگي بي تو حرومه
داداشي حسين ِزينب .....داداشي حسين ِزينب
بي بي جان گريه نكن
بي بي جان گريه نكن
خدا جون گريه نكن
خدا جون گريه نكن
ديگه چيزي نمي گم
ديگه چيزي نمي گم

سلام .... میدونم خوبین چون خودم همیشه واسه سلامتی تون دعا می کنم .. خراب رفاقتیم ![]()
اما آپ امروز که میره تا ماه بعد رو یکی از دوستام برام فرستاد .. خوشم اومد گفتم بزارم تو وبلاگ .. مالیات که نداره ![]()
هر جا هستین امیدوارم همیشه موفق باشین ![]()

سلام .. سلام می کنم به همه اونایی که دوسشون دارم.... سلام می کنم به همه اونایی که می فهمن زندگی چیه عشق چیه ، راستی چیه ....همه اونایی که باورشون وجودشونه ، زندگیشون هدفشون و هدفشون زندگیشون .... همه آدمایی که چشمشون پاکی رو میبینه ... چشم هایی آبی که سرخی نفرت رو به روشنایی بهار ترجیح نمی دن ..
به نام نامی عشق ، به نام والای دوست داشتن ، به نام یار که زندگیم هر چه هست برای اوست .. آری به نام تو که چشمانت در یک نگاه قلبم را تسخیر خودش کرد و قلب سیاهم را پر از شقایق کرد پس از یاد می کنم و می نویسم ای باغبان وجودم که نبودت نیست مرا قلم می زند ...
****************************************************************
خروش را آموختم از امواج دریا ، پاکی را آموختم از نم نم باران در هوای پائیزی .. صبر و شوق را آموختم از تک درخت پیری که در کویر هنوز چشم انتظار رویش است ..روشنایی را از ماهی آموختم که با لشگری از ستاره می خواهد ظلمت را از آسمان بزداید .. عشق و وفا را از پروانه ای آموختم که جانش را فدا می کند ..
اما خودم را در وجود گلستانی تو یافتم ، خود را شقایقی دیدم هر چند کوچک ولی در کنارت ، خودم را آسمان دیدم ...
**********************************
آرزوی موفقیت واسه همه اونایی که اون بالا ستایششون کردم
![]()
